صفحه
در حال بارگذاري است!
لطفا کمي صبر
کنيد...
|
درگذر زمان اندک اندک رفتم از دست درپیچ وخم روزگار شدم تنهاوبی کس من در پستنهایهام مانده ام غریب و بی نفس در خرابه های دلم هستم همچون پرنده ای قفس من در کویرغصه هام سراب تو را می بینم من از یادهای ذهنم سراغ تورا می گیرم منم اسیر زندگی اون دیوونه همیشگی باکوله بار خستگی شدم اسطوره دل شکستگی منم بی قراره عشق یار درمانده این روزگار شدم بی تاب و بی قرار مست یه لب بوسه یار میاد صدای اه دل از گورستان زندگی بمال زخم و با مرحمش ای عاشق همیشگی
منم اون عاشق نیمه جون اومدم با یه دل پر خون تا بگم از ته دل و جون شدم یک بوته خشک بی گلدون منم اون عاشق دل مرده اون تنهابی کس از تو خورده بی تو تاب و تحمل از سر برده اون شکسته دل که در گورستان عشق مرده منم اون عاشق سر گشته اون که ازقربانگاه عشق برگشته باکوله بار غم مجنون گشته منم اون که در سراب عشق گمگشده E.M
قصه هات ماله منه اما خوشیت ماله اونه چشم من دنبال تو چشم تو دنبال اونه به دلم هرچی میگم که این کارا کار نمیشه خودتو خسته نکن اون واسه تو یار نمیشه تورو با غریبه میبینم صدام در نمیاد دلم اتیش میگیره کاری ازم بر نمیاد این برام سخته که تو حرفمو باور نداری تو بجز سوزوندنه من مگه کار دیگر نداری راستی حیفه که تو بی وفا از اب درومدی چی شد اون سنگ وفایی که به سینه میزدی تورو با غریبه میبینم صدام در نمیاد دلم اتیش میگیره کاری ازم بر نمیاد دست و پای دلم و بستی به زنجیر غمت یادش اصلا نمیره ناله شبگیر غمت اخه کاری که تو میکنی کافر نمیکنه دل بیچاره چه سادس که باور نمیکنه تورو با غریبه میبینم صدام در نمیاد دلم اتیش میگیره کاری ازم بر نمیاد
من یه کویرم تو نم نم بارون من خشکی صحرام تو شرشر ناودون من یه باغچه خشک تو یه باغ پر گل من سکوت ماهی تو نغمه بلبل منم اون شمعی که تو غم تو میسوزه توی اون بلبل عشقی کز خوشی دل میخونه منم اون شاخه گلی کز غمت شده پرپر تویی اون یاس خوشبو کز عشق ندیده کمتر منم اون باد گریزون اواره دشت و بیابون تویی اون ترنم عشق به پاکی قطره بارون تقدیم به بهترینم .........E.M
همه شب من بر لب بندر دیده به راهم تا که تو باز ایی شده هر شب شاهد اشکم مونس دردم فانوس دریایی میگیرم من از تو نشونه اماچه فایده هیچکی نمیدونه میشینم من بر لب دریا خسته و تنها با دل دیوونه به خدا دیوانه منم عاشق اواره منم که سیاه گشته روزگارم E.M
عمری غم شده مهمون دلم از دو رنگیها پریشون دلم ادما هم دیگه رو گول می زنند دست نذار روی دلم خون دلم ای خدا قلب ادما مثل سرابه یا عطا کن چاره یا مردن ثوابه
جالبه شبي خواب ديدم با خدا كنار ساحل قدم ميزدم و رد پاي هر دوي ما روي ساحل بود وقتي برگشتم به گذشته ديدم تنها يك رد پا روي ساحل است به خدا گله كردم گفتم :خدا چرا در مواقع سختي من رو تنها گذاشتي؟خدا لبخندي زد و گفت:در ان موقع تو بر دوش من بودي. |
About![]()
من E.M متولد 22/11/1365 در
Home
|